مقدمه

سبک زندگی غیر فعال با تهدید بالای چاقی، افزایش پایداری به انسولین بیماری های قلبی ـ عروقی همراه است. چاقی، عمومی ترین بیماری متابولیک در جهان علت ایجاد کننده یا تشدید کننده بسیاری از بیماری هاست که با كم شدن کیفیت زندگی همراه است(1). بافت چربی به عنوان سیستم داخل ریز فعال، با کار سوخت ساز بالا است . این بافت علاوه بر تولید چربی، ترشح چندین پروتئین تنظیم کننده جذب مصرف انرژی را نیز بر عهده دارد. بافت چربی بیش از 50 علت متابولیکی هورمونی فعال را بیان ترشح می نماید . برخی از این هورمون ها که به طور کلی آدیپوکین نامیده می شوند در فرایند التهاب و آترواسکلروز نقش مهمی دارند حاوی لپتین، آدیپونکتین و رزیستین می باشند (2). آدیپونکتین، از فراوانترین هورمون های مترشحه از بافت چربی است بر خلافبقیه آدیپوکین ها مثل لپتین و رزیستین، در حالت چاقی كم شدن می یابد (3). میزان آدیپونکتین سرم رابطه معکوسی با شاخص توده بدن[1](BMI)، داشته و در چاقی، پایداری به انسولین، دیابت نوع 2 اختلال در متابولیسم چربی، كم شدن می یابد(4). بررسی بر روی جوندگان نشان داده است که آدیپونکتین، سطح گلوکز خون را كم شدن داده از تجمع چربی در عضلات اسکلتی پیشگیری می نماید (5).

از هورمون های دیگری که در رابطه با چاقی مورد بحث قرار می گیرد گرلین است. گرلین از معده ترشح شده یک پپتید محرک اشتها است که در تنظیم زیاد مدت وزن بدن تنظیم کوتاه مدت سیری بعد از تغذیه شرکت می نماید (6). مقادیر گرلین گردش خون در طی روزه داری هیپوگلیسمی افزایش می یابد و در افراد چاق با درصد چربی بدن، توده چربی و شاخص توده بدن رابطه معکوسی دارد(6).

امروزه تصور بر آن است که رژیم غذایی با ویژگی ضدالتهابی می تواند نقش مهمی در پیشگیری از تهدید ابتلا به های قلبی– عروقی در افراد چاق غیر فعال داشته باشد. چای سبز به عنوان یک منبع غنی از ترکیبات آنتی اکسیدان، ضد التهاب و ضد سرطان، امروزه مورد توجه بسیاری قرار گرفته است (7). پلی فنول های چای سبز از افزایش لیپیدهای سرمی کبد پیشگیری کرده و باعث افزایش انرژی مصرفی، اکسیداسیون چربی و همچنین کاهش توده چربی بدن می­گردد. علاوه بر اثرات آن بر متابولیسم چربی، چای سبز می تواند اثراتی بر عمل گلوگز پایداری به انسولین هم داشته باشد(8). در رژیم های غذایی پرچرب، حیواناتی که چای سبز یا پلی فنول های چای سبز استفاده کرده بودند، تری گلیسرید کلسترول پائین تر چربی مدفوعی نسبت به گروه کنترل نشان دادند(9). به همین دلیل ، چای سبز می تواند به کنترل وزن در افراد چاق یاری کند در اصلاح پایداری به انسولین كم شدن چاقی هم نقش داشته باشد.

از طرف دیگر، کار بدنی همواره به عنوان علت تاثیر گذار در كم شدن وزن اصلاح شرایط جسمانی افراد بیان بوده است. مطالعات قبلی نشان داده اند که مصرف مکمل چای سبز توام با ورزش، سبب كم شدن چربی شکمی، تری گلیسرید سرم و همین طور نسبت تبادل تنفسی می گردد (10-12). در مجموع، مطالعات آدم ی با مورد تاثیر ترکیب تست هوازی مکمل چای سبز، تا کنون بیشتر بر متابولیسم مواد، کاهش پروفایل لیپیدی و اکسیداسیون­چربی متمرکز بوده تحقیقی که همزمان اثر تست هوازی و مکمل چای سبز را بر میزان آدیپونکتین و گرلین سرم نقد کرده ­ باشد، یافت نشد (12،11،8). به همین دلیل ، تحقیق حاضر سعی دارد اثر دوره مصرف مکمل چای سبز را به همراه ورزش هوازی بر­ میزان آدیپونکتین و گرلین سرم در مردان نقد نماید.

روش کار

این بررسی موردشاهدی نیمه تجربی در سال 1389 در دانشگاه حکیم سبزواری انجام شد جامعه آماری حاوی کلیه مردان چاق شهر سبزوار با دامنه سنی 30 – 45 سال بودند که بجز کار های جسمانی روزمره، کار ورزشی دیگری نداشتند. بعد از درج اطلاعیه در سطح شهر از افرادی که مایل به مجموعه در دوره کار ورزشی بودند، ثبت نام به عمل آمد. تعداد 36 داوطلب برای کمپانی در برنامه ورزشی اظهار تمایل کردند. بعد از توضیح هدف پژوهش روش کار، 20 فرد چاق که معیار ورود به مطالعه ( 25%≤ درصد چربی بدن) را داشتند به صورت داوطلبانه و غیر تصادفی انتخاب شدند (13). معیارهای خروج از پژوهش، حاوی مصرف سیگار، سابقه بیماری خاص، استفاده از دارو شرکـت در کار مرتب ورزشی در شش ماه قدیم بود. از تمام کمپانی کنندگان رضایت نامه کتبی گرفته شد.

یک هفته قبل از شروع برنامه آزمایش ات، از مجموعه کنندگان دعوت به عمل آمد تا جهت تایید سلامت عمومی، سلامت قلبی تنفسی، کنترل عدم مصرف دارو، نداشتن بیماری های خاص عدم مساله حرکتی بوسیله پزشک معتمد معاینه شوند. سه روز قبل از شروع کار ورزشی، اندازه گیری های آنتروپومتریک فیزیولوژیک حاوی سن، قد، وزن، درصد چربی بدن، نسبت محیط کمر به لگن حداکثر توان هوازی انجام شد. پس مجموعه کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: افرادی که تست هوازی داشته مکمل چای سبز دریافت می کردند (10 نفر). افرادی که تنها تست هوازی داشتند(10 نفر). هر دو گروه آزمایش ات هوازی را به تعداد سه جلسه در هفته به مدت 10 هفته انجام می­دادند. برنامه هر جلسه تست حاوی 10 دقیقه گرم کردن با انواع حرکات کششی، نرمشی، راه رفتن و دویدن و پس دویدن همیشگی با موزیک ثابت به مدت 10 دقیقه و با شدت 6٥-7٥% حداکثر ضربان قلب بود. اصل اضافه بار به گونه ای طراحی شد که در هر جلسه به صورت پله ای نیم دقیقه به زمان دویدن افزوده می شد تا اینکه در جلسه آخر، زمان دویدن به 25 دقیقه رسید. در انتهای هر جلسه، عمل سرد کردن با اجرای دوی نرم به مدت پنجدقیقه انجام گردید. کنترل ضربان قلب بوسیله ضربان سنج صورت می­گرفت. از مجموعه کنندگان گروه اول خواسته شد به مدت­10­هفته، با حفظ رژیم عادی روزمره، هر روز سه عدد چای سبز کیسه­ای ایرانی محتوی دوگرم چای خشک را در آب 100 درجه سانتیگراد دم کرده در سه وعده غذایی به صورت صبح، ظهر و عصر قبل از برنامه ورزشی، مصرف کنند. هر وعده حاوی یک عدد چای سبز کیسه ای در 200 میلی لیتر آب جوش بود که بدون گرما به مدت 6-8 دقیقه دم می شد و بعد از آن میل می گردید. ضروری به ذکر است که تمام چای های سبز محصول کارخانه بود توسط محقق تهیه و در اختیار شرکـت کنندگان جهت مصرف قرار گرفت.

برای ارزیابی متغیرهای بیوشیمیایی، خونگیری بعد از 12- 14 ساعت ناشتایی در دو وهله (پیش از شروع تست ات و بعد از 10 هفته آزمایش ) صورت گرفت. در وهله اول، از شرکـت کنندگان خواسته شد تا دو روز قبل از آزمون، کار جسمی سختی را انجام ندهند. پس افراد در تست گاه حاضر شدند. در ساعت 8-10 صبح، از سیاهرگ دست راست هر فرد در وضعیت نشسته در حالت استراحت، 5 میلی لیتر خون گرفته شد. آن­گاه نمونه خونی 10 دقیقه در دمای اتاق قرار داده شده و پس با سرعت 4 هزار دور در دقیقه به مدت 10 دقیقه سانتریفیوژ شد. سرم حاصل در دمای 24- درجه سانتی گراد نگهداری شد تا در زمان ضروری برای تشخیص شاخص­های مورد نظر استفاده شود. بعد از این وهله ، به افراد هر دو گروه، به مدت 10 هفته، تست ات هوازی داده شد. ضمن اینکه گروه مورد در طول این مدت هر روز سه عدد چای سبز کیسه ای به عنوان مکمل مصرف می نمودند. بعد از سپری شدن این مدت و گذشت 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تست ، مجددا تمام افراد به تست گاه دعوت شدند با حفظ شرایط وهله اول از آن­ها خون­گیری به عمل آمد. برای اندازه گیری آدیپونکتین از کیتشرکت مرکودیا، تهیه کشور سوئد با درجه حساسیت 25/1 نانوگرم در میلی لیتر (Sensitivity 25/1: ng/ml) و ضریب تغییرات داخل سنجی (5/6%PIntrassay=) روش الایزا مصرف شد. برای اندازه گیری گرلین از کیت کمپانی بیوتکنولوژی کوسابیو، تهیه کشور چین، با درجه حساسیت 16/0 پیکوگرم در میلی لیتر (Sensitivity: 0.16 pg/ml) ضریب تغییرات داخل سنجی (3/7%PIntrassay=) و روش الایزا استفاده گردید. گلوکز سرمی با مصرف از کیت کمپانی پارس آزمون، تهیه کشور ایران با حساسیت پنج میلی­گرم در دسی لیتر­(Sensitivity=5mg/dl)­ ضریب تغییرات داخل سنجی (5/6%PIntrassay=) و روش آنزیماتیک اندازه­گیری شد. برای بررسی رژیم غذایی، از پرسش نامه 24 ساعته رژیم غذایی، سه روز قبل از شروع دوره سه روز پایانی دوره مصرف شد. حداکثر اکسیژن[2] مصرفی (VO2max) ، از طریق آزمون راه­رفتن راکپورت محاسبه شد(14). درصد چربی بدن با مصرف از کالیپر مدل SAEHAN-SH 5020 تهیه کشور انگلستان و اندازه گیری چربی زیرپوستی در سه ناحیه سینه، شکم و ران با مصرف از فرمول جکسون پولاک محاسبه گردید (15). برای محاسبه شاخص های مرکزی پراکندگی ازشیوه های توصیفی مصرف گردید. آزمون کلموگروف- اسمیرنوف برای تعیین طبیعی بودن توزیع داده ها، و آزمون های تی مستقل و آنالیز کوواریانس برای تحلیل تغییرات بین گروهی شاخص های تحقیق، مورد مصرف قرار گرفتند. سطح مفهوم داری نتایج آزمون ها، 05/0p< در نظر گرفته شد. تمام عملیات آماری بوسیله برنامه SPSS انجام شد.



نتایج

آزمون کلموگروف-اسمیرنوف، توزیع طبیعی شاخص های تحقیق را در بین گروه ها نشان داد. مصرف از آزمون تی مستقل بر مقادیر پیش آزمون شاخص های آنتروپومتری نشان داد که بین دو گروه مورد و شاهد، فرق مفهوم داری وجود ندارد (جدول1). در وهله پس
آزمون، به علت وجود فرق مفهوم دار در کالری دریافتی دو گروه مورد و شاهد حذف اثر این فرق بر شاخص های اندازه گیری شده در تحقیق حاضر، از آزمون آنالیز کوواریانس بر فرق نمرات پس آزمون از پیش آزمون شاخص ها مصرف شد. نتایج نشان داد شاخص آدیپونکتین گرلین سرم بین دو گروه مورد و شاهد فرق مفهوم داری با یکدیگر ندارند ( به ترتیب 63/0p= 22/0p=). همین طور ، در شاخص های وزن بدن (68/0p=)، شاخص توده بدن (49/0p=)، نسبت دور کمر به لگن (50/0p=) درصد چربی بدن (77/0p=)، فرق مفهوم داری بین دو گروه مورد و شاهد مشاهده نشد، تنها شاخص VO2max در گروه مورد (تست + مکمل) ارتقا مفهوم داری نشان داد (02/0p=) (جداول1 و2). برای نقد فرق در کالری دریافتی و سهم پروتئین، کربوهیدرات چربی در کالری دریافتی از آزمون آماری تی مستقل مصرف شد.

نتایج نشان داد، کالری دریافتی در گروه مورد در مقایسه با گروه کنترل، كم شدن مفهوم داری داشت (03/0p=)، ولی در سهم پروتئین (4/0p=)، کربوهیدرات (2/0p=) و چربی (3/0p=) در کالری دریافتی فرق مفهوم داری بین گروه­ها مشاهده نگردید (جدول 3).



بحث

یافته اصلی تحقیق حاضر این بود که مصرف هر روز سه عدد چای سبز کیسه­ای محتوی دوگرم چای سبز خشک به همراه تست هوازی به مدت 10 هفته تاثیر مفهوم داری بر آدیپونکتین گرلین سرم مردان ندارد. در مطالعات قبلی، خصوصیات ی مفید چای سبز از عبارت اثرات كم شدن دهنده وزن، توده چربی بدن سطح چربی های خون در موش های با نقص گیرنده لپتین، اثرات تحریک کننده ترموژنز ترشح لیپید، همین طور اثرات تنظیم کننده سیستم اندوکرین و متابولیسم چربی شناخته شده اند (16-19). مطالعات اندکی در زمینه اثر مصرف چای سبز آزمایش ات ورزشی بر بیان آدیپوکین ها و گرلین انجام شده است اکثر تحقیقات بر اثرات چای سبز به تنهایی تمرکز داشته اند. تنها در یک تحقیق همراستا با تحقیق حاضر، سوک[3] و همکاران، عدم تغییر آدیپونکتین سرم را در تاثیر انجام 12 هفته آزمایش ترکیبی همراه با مصرف چای سبز دیدن د (20). در همین راستا، هسو[4] و همکاران ، تاثیر 12 هفته مصرف عصاره چای سبز (491 گرم کاتچین محتوی 302 گرم اپی کالو کتچین گالات (EGCG) [5]را بر زنان چاق با دامنه سنی 16-60 سال تحلیل کردند (21). نتایج آنها نشان داد که علیر کاهش 3 % غیرمفهوم دار وزن بدن، مصرف عصاره چای سبز تاثیری بر آدیپونکتین و گرلین سرمی ندارد. آنها پایین بودن میزان مصرف عصاره چای سبز روش مصرف چای را از دلایل این عدم مفهوم داری عنوان کردند اعلام نمودند که تحقیقات حیوانی نشان داده است که مصرف چای سبز به صورت تزریقی بهتر از مصرف آن بهروش میل کردن دهانی است. این شاخص ها، در تحقیق حاضر تغییر مفهوم داری نشان نداد که می توان آن را ناشی از میزان اندک مصرف چای سبز دوره کوتاه مداخله دانست. محمدی همکاران، افزایش آدیپونکتین سرم را در تاثیر مصرف هر روز 5/1 گرم عصاره چای سبز حاوی 210 میلی گرم پلی فنول و150 میلی گرم کافئین به مدت 2 ماه در افراد دیابتی مشاهده نمودند (22). آنها همین طور رابطه معکوس آدیپونکتین با نسبت محیط کمر به لگن تاثیر عصاره چای سبز را بر کنترل وزن، شاخص توده بدن و هموگلوبین گلیکوزیله نشان دادند. بسیاری از محقیقن افزایش آدیپونکتین را تاثیر عصاره چای سبز بر اصلاح تمایز آدیپوسیت ها عنوان نمودند (23). پوتنزا[6] و همکاران دیدن د که مصرف 3 هفته چای سبز در موشهای دارای سندروم متابولیک باعث افزایش آدیپونکتین می شود (24). آنها الاح عملکرد اندوتلیال كم شدن پایداری به انسولین را ارتقا آدیپونکتین اعلام نمودند. این شاخص ها در تحقیق حاضر اندازه گیری نشد. مطالعات فوق در تحلیل اثرات ترکیبات چای سبز بر آدیپونکتین به عنوان شاخص زیستی مفید ، ارتقا غلظت آن را در حیوانا نیز آدم نشان داده اند (25،22). این مطالعات با یافته تحقیق حاضر ناهمسو هستند .

چای سبز دارای عملکرده ای بیولوژیکی مختلف ی است. کتچین چای سبز سبب سرکوب آدیپوسیت ها، كم شدن وزن بافت چربی و همچنین تنظیم سوخت وساز چربی می شود. محققین عنوان نمودند که کاتچین موجود در چای سبز می تواند با اتصال مستقیم به گیرنده فعال شده تکثیر پروکسیزوم[7] (PPARγ) (تنظیم کننده اصلی تمایز آدیپوسیت ها)، کار ترجمه ای و بیان آدیپونکتین را افزایش دهد(23). به علاوه، چو[8] همکاران، بیان ترشح آدیپونکتین را با تزریق هر یک از پلی فنول های چای سبز در آدیپوسیت ها سنجیده و افزایش آدیپونکتین سرم را در تاثیر مصرف چای سبز دیدن د (26). طبق نظر این محققین، کاتچین چای سبز، بیان پروتئین KLF7[9] را در سلول های پیش ساز بافت چربی(3T3-L1) سرکوب کرده و به دنبال آن، بیان ژن آدیپونکتین را مهار می سازد. اقطعا لاً در تحقیق حاضر، چای سبز نتوانسته است این مسیر را تحریک کرده و باعث تغییر در میزان آدیپونکتین سرمی گردد.



همچنین ممکن است عدم تغییر معنادار آدیپونکتین سرم در تحقیق حاضر به علت دوز ناکافی عصاره چای سبز باشد. لیندزی و برون[10] عنوان نمودند که علاوه بر دوز عصاره چای سبز، فرق های جنسی، شیوه تجویز مدت زمان مصرف چای سبز در تاثیر چای بر آدیپونکتین سرم تاثیر گذار است (27). از طرف دیگر ممکن است عادت به استفاده چای معمولی که محتوی کافئین است بوسیله افراد مورد مطالعه، تاثیر چای سبز را بر آدیپونکتین كم شدن داده باشد. همچنین ، نوع نمونه های چای طرز عصاره گیری از آن هم تاثیر بسیاری در نتایج تست ات دارد (28). اکثر مطالعات قبلی، از چای سبز به شکل کپسول مصرف کرده اند، در حالی که در تحقیق حاضر از چای سبز کیسه­ای که در جامعه رایج تر است استفاده شد (22). امکان دارد عدم تغییر آدیپونکتین در تحقیق حاضر به نوع مصرف از چای سبز و محتوای آن نیز مربوط باشد.

از طرف دیگر، تحقیقات نشان داده اند که افزایش آدیپونکتین سرم می تواند ناشی از كم شدن وزن، کاهش شاخص توده بدن و چربی بدن باشد (3،4). در تحقیق حاضر معین گردید که شاخص های فوق بین دو گروه تجربی کنترل فرق مفهوم داری نداشت. پس استفاده چای سبز به همراه ورزش هوازی نتوانست از این طریق بر سطوح آدیپونکتین سرم در افراد غیرفع ال اثر گذار باشد.

همموزیک با نتایج اخیر، مصرف چای سبز به همراه ورزش هوازی تاثیری بر گرلین سرم در مردان غیرفع ال ندارد. همراستا با این نتیجه، هسو همکاران، بعد از 12 هفته مصرف عصاره چای سبز در زنان، عدم تغییر گرلین را در گروه مورد دیدن د و آن را به پایین بودن میزان استفاده چای سبز نسبت دادند (21). پژوهش های انجام شده در این زمینه موید این مطلب است که چای سبز سبب كم شدن قند خون می گردد و گرلین سرم رابطه معکوسی با قند خون دارد، به شکلی که كم شدن قند خون سبب ارتقا گرلین می­گردد (29،28). پس چای سبز از این طریق می تواند باعث ارتقا گرلین گردد. در تحقیق حاضر میزان قند خون در دو گروه کنترل تجربی تغییر مفهوم داری با یکدیگر نداشت. پس استفاده چای سبز از طریق این مکانیسم نتوانست تاثیر خود را بر میزان گرلین سرم اعمال نماید. به علاوه، مهدی زاده همکاران عنوان کردند که مناسب ترین دوز عصاره چای سبز برای كم شدن قند خون، 100 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است (30). پس ، امکان دارد دوز مصرفی چای سبز در تحقیق حاضر به اندازه ای نبوده است که باعث کاهش معنادار قند خون گردیده و در نتیجه بر گرلین سرم تاثیر گذار باشد.






چای سبز

چای سبز انرژی مصرفی و اکسیداسیون چربی را در کوتاه مدت افزایش می دهد(8). همین طور چای سبز حاوی دو ماده اولیه کاتچین پلی فنول کافئین است. پلی فنول کاتچین، سبب ارتقا طول تاثیر کاتکول آمین ها و کافئین سبب تحریک ترشح نوراپی نفرین می شود. از طرفی، تصور بر آن است که کاتکول آمین ها با افزایش اکسیداسیون چربی کافئین با تحریک سیری سبب كم شدن وزن می گردند (31). با تذکر به اینکه گرلین در زمان سیری كم شدن می یابد، اقطعا لاً میزان مصرف چای سبز و در نتیجه کاتچین پلی فنول کافئین موجود در آن به اندازه ای نبوده که بتواند بر روی کاتکولامین ها تاثیر گذار باشد تا در ایجاد حس سیری و تغییر گرلین سرم اثر گذار باشد (6). همچنین عدم تغییر مفهوم دار گرلین را می توان به حضـور اسیدهای چرب آزاد در خون نسبت داد؛ برای چه که کافئین چای سبز می تواند با تحریک سیسـتم عصبی مرکزی سبب رهاسازی چربی به جریان خون گردد (31).

چای سبز سرشار از مواد مغذی بوده اشتها را کم می‌کند، و همراه با كم شدن اشتها، گرلین سرم كم شدن می یابد (32). بعد از ارزیابی رژیم غذایی شرکت ­کنندگان معین گردید که در گروه کنترل، کالری دریافتی افزایش یافت ولی در گروه مورد كم شدن معناداری در کالری دریافتی مشاهده شد. این موضوع بر نقش ضد اشتهایی چای سبز تاکید دارد. با اینحال، میزان گرلین سرم در تحقیق حاضر تغییر معناداری نیافت. در توجیه این نتیجه می توان گفت اقطعا لا میزان استفاده چای سبز یا مدت زمان مصرف آن به اندازه ای نبوده است که تاثیری بر گرلین سرم داشته باشد. پس پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده از مقادیر بیشتر چای سبز و انواع مختلف آن و در مدت زیاد تر مصرف شود تا خوب بتوان تاثیر آن را بر شاخص های سلامت ی بررسی کرد. در مطالعه حاضر در گروه مورد، حداکثر اکسیژن مصرفی ارتقا معناداری نشان داد. ریچاردز و همکاران تاثیر 14 روز مصرف EGCG (هر روز سه عدد کپسول حاوی 135 میلی گرم EGCG) را بر حداکثر اکسیژن مصرفی درزمان آزمایش بر دوچرخه کارسنج با شدت 25 تا 30 وات در دقیقه تا رسیدن به
حالت خستگی ارزیابی کردند (33). محققین افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی را بعد از مصرف کوتاه مدت EGCG تایید کردند این افزایش را به اثر EGCG در افزایش اختلاف اکسیژن خون سرخرگی- سیاهرگی نسبت دادند. همین طور ، موراس1 و همکاران در تحقیقی بر موش ها عنوان کردند که مصرف عصاره چای سبز به­ مدت 8 هفته همراه با تست ات ورزشی باعث ارتقا ظرفیت دویدن استقامتی بر روی نوارگردان تا رسیدن به خستگی می­شود (34). آنها این تاثیر را با تحریک متابولیسم لیپید ارتباط دانستند. باتوجه به اینکه حداکثر اکسیژن مصرفی بهترین نشانه ظرفیت استقامت قلبی تنفسی قلمداد می شود، می­توان افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی در تحقیق حاضر را به اثر مصرف زیاد مدت چای سبز به­ همراه آزمایش ات ورزشی نسبت داد.

نتیجه گیری

می توان گفت مصرف 10 هفته چای سبز به همراه ورزش هوازی بر آدیپونکتین و گرلین سرم در مردان تاثیری ندارد، ولی می تواند باعث ارتقا معنادار Vo2max گردد. پس افراد چاق می توانند برای اصلاح ظرفیت استقامتی از مصرف چای سبز به همراه آزمایش ات هوازی سود ببرند. همین طور ، با توجه به اینکه تهم اکنون سازوکار دقیق تاثیر چای سبز، شناخته نشده است ضرورت انجام تحقیقات دیگری حس می شود.